نامه ای که سخن می گوید

بسم الله الرحمن الرحیم

در آن زمانی که شما مسئولیت نخست وزیری را در این مملکت اسلامی بر عهده داشتید، کسانی هم در جبهه های خونین حق علیه باطل در مجاهدت بودند. هدف یکی است و هست و همین خواهد ماند؛ تثبیت و تقویت جایگاه ولایت معظم فقیه، جایگاهی که صدها هزار نفر شهید و جانباز و آزاده برای حفظ و اعتلای آن عاشقانه هشت سال تمام با استکبار جهانی جنگیدند؛تنها و مظلومانه، اما همواره ایمان به ذات لایزال الهی پشتیبانی و نصرت خود را در حق این مملکت تمام کرده و این همان است که فرموده "إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُم‏"

اما شما به کدام سمت در راهید؟! آیا هدف این انقلاب را فراموش کردید؟! آیا گمان باطل برده اید که با تکبر برخواسته از ضلالت، می توانید به ساحت مقدس ولایت خشه ای وارد کنید؟ مگر نشنیده ای خدای متعال در قرآن کریم می فرماید:" الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّار "غافر 35. این چه مجادله ای است که راه انداخته ای؟ صدای بسته شدن قلبت را نمی شنوی؟ ملت بصیر ایران را ببین این همراهی ها با ولایت این خون دادنها، این سختی ها را تحمل می کنند که این جامعه لیاقت خود را برای ظهور ولایت نهایی حضرت حجت ابن الحسن(علیه الصلاه والسلام) را نشان دهد.

آگاه باش که ولله این راهی که طی می کنید جدای از صراط مستقیم است این تمسک جدای از حبل متین است.دست در دستان پلید و کثیف مستکبرین عالم داده اید و از تهتک به شعائر الهی پروا نمی کنید با شعار یا حسین آمدید و با شعار بر حسین رسوا گشتید. دست خود را بکشید هنوز جای توبه هست، بازگردید به سمت آن چیزی که آخرت شما را آباد می کند؛ برای خود ثواب الهی، عقاب الهی را تذکر دهید از این فرصت استفاده کنید و برگردید به دامان اسلام، برگردید به مسلک ائمه اطهار نگذارید مصداق آن آیه شریفه شوید که فرمود : "الَّذينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعينَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذينَ لا يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليم‏" توبه 80. دیگر حتی استغفار و شفاعت پیامبر اکرم(ص) هم برایتان سودی نبخشد و "خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَة" شوید و چه بدجایگاهی است جهنم.   السلام علی من التبع الهدی

 

پدیده ای آشنا و غریب

 

مردم به دو دسته تقسیم می شوند:

-عده ای با یک های می آیند و با یک هوی می روند.

-عده ای هستند که می کشانند به این سمت و آن سمت.

دسته دوم به خواص معروف هستند ، خواص در حوادث مردم را به سمت دلخواه می کشانند اما ما چگونه بدانیم که خواص از صالحین هستند .

منتظر باشید در وبلاگ مصلحین در ۳ هفته متوالی.

تکرار و تذکار

 

تا به حال از خود پرسیده ای چرا می گویند از تاریخ عبرت بگیریم؟

تاریخ تکرار شدن حوادث ریز و درشت ، مهم و ناچیز است . در این سیر همچنین نبرد بین حق و باطل از حرکت باز نمی ایستد . در کل دوران موسی کلیم با فرعون جابر در حال نبردی طاقت فرسا بوده اما این مربوط به قسم جنگ مسلحانه و تن به تن است قسم دیگر آن نبرد موسی با سامری است این نبرد بسی مشکل تر است چرا که اینجا کلیم الله باید ماهیت در پس پرده سامری را نمایان سازد و هارون با ایمان به خدا این مبارزه علیه سامری را طبق کلام موسی به صورت نرم مدیریت کند!!!

دوست عزیز نمیدانم مقصود این قلم را تا چه حد واقف شدی ؟

در تاسیس اولین حکومت اسلامی پس از حکومت امیر المومنین در جمهوری اسلامی مبارزه تن به تن پایان یافته و اما جنگ نرم همچنان ادامه دارد و در این مقطع موسی زمان این جنگ را تشخیص داده و وظبفه ماست که کاری هارونی انجام دهیم .دوستان به فکر باشیم اگر می خواهیم در سپاه امام مهدی "ارواحنا فداه" باشیم الان بستر مناسبی برای تمرین است

حی علی الفلاح

مطالعه ، تفکر ، بصیرت و از همه مهمتر در مسیر تقوی بودن است.


بیشر بدانیم:

بدترین مفسدین را تنها با جنگ نرم بایدفانی کرد...

سراب

 

جدال "دجال"با خمینی!!؟

 

در روایتی از حضرت رسول داریم که «هيچ پيامبري نبوده است مگر اينکه پيروانش را از دجّال بر حذر داشته است»۱

دجال فتنه ای است که هدف او نابود نمودن حق است در روایت دیگری از حضرت رسول همچنین آمده  «ما بين خلقت آدم تا روز قيامت امر بزرگ‌تر از دجّال نيست»۲ تعبير به «امر» گوياي آن است که دجّال يک شخص نيست، بلکه يک حرکت فکري متمدّن است که با اسلام دشمني دارد!به طور مثال لیبرالیسم ، سکولاریسم و .....

در این نوشتار قصد معرفی و تحلیل جدال را نداریم(برای اطلاع بیشتر کلیک کنید بزرگترین فتنه آخرالزمان) و می خواهیم آن را با شرایط حال بسنجیم :

در جمهوری اسلامی عاملی که به خواست ذات اقدس الهی موجب قوام اسلام است ولایت فقیه است ، در این جمهوری اسلامی حضرت امام و مقام معظم رهبری با ایستادگی خود مظهر ولایت فقیه شده اند در این شرایط دجال قصد پیکار با این اصل روشن را دارند .

دجال به زعم باطل خود اندیشیده با اهانت به ساحت قدسی امام می تواند با اسلام پیکار کند " هرگز نخواهد توانست زیرا تا زمانی که ولایت فقیه هست خمینی نیز خواهد بود ولایت ان شالله مستدام  است یاد و تفکر خمینی نیز مستدام است"

ان شاالله


پي‌نوشت‌ها:

1. ر.ک: معجم أحاديث الإمام المهدي(ع)، ج 2، ص137-5؛ لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج 3، صص 103-111 .

۲.برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک : معجم احادیث الامام مهدی (ع)، ج 2، صص 43-32.

 

الفبای زندگی

ما تا زمانی که حق را نشناسیم و در راه آن صبر نکنیم نمی توانیم از خسران رهایی یابیم .

" والعصر ان الانسان لفی خسر "

در تمامی مراحل حق وجود دارد و نا حق نیز همچنین ، ساده ترین راهی که انسان می تواند به حق برسد رفتار کسانی است که به آن عامل هستند . ائمه اطهار علیه السلام  بهتربن معیار در این ره می باشند ، در حال حاضر امام عصر است که می تواند به راه حق راهبری و هدایت نماید . اما امام عصر کجاست آیا امام عصر در جمع ما حاضر است ؟!

"آب جیحون را اگر نتوان کشید             

 هم به قدر تشنگی باید چشید"

حق را می خواهی؟ شتاب کن ...لازمه این راه ایمان است .

"الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات"

ولی فقیه با جایگاهی که از جانب ذات اقدس الهی برای وی تعریف شده است در زمان غیبت تنها ملجا شایسته  است که می توان به وی برای طی مسیر تعالی به وی تکیه نمود.

" وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر"

 

 

همگی خبردار

 

تا به حال اندیشیده ایم که ظهور چقدر نزدیک است ؟

چند نشانه خاص قبل از ظهور وجود دارد :سید خراسانی ، سید یمانی ، سفیانی (لعنت الله علیه) و .... بحرانی که در یمن رخ داده طبق داده ها تقارب زیادی با سید یمانی مذکور در روایات موثق ما می باشد رژیم صهیونیستی با مطالعه در متون اسلامی و تحقیق ویژگی ها و توضیحاتی که راجع به سید یمانی  دست پیدا کرده و طبق تحلیل خود جنبشی را که در صعده یمن  (الحوثی) را خطری برای خود فرض می نماید.

بنابر روايات ما، قبل از ظهور در عراق حوادث و وقايعي به وقوع مي‌پيوندد كه متأثر از آن سفياني بر سوريه مسلط مي‌شود و آنجا را تحت سلطة خود درمي‌آورد. از سوي ديگر، در يمن، يكي از ياران امام مهدي(ع) به نام يماني به قدرت مي‌رسد. البته طبق نظر مفسرین صحیح این است که سید یمانی ۲ نفر می باشند که یکی در شام و دیگری در یمن زمینه برای ظهور حضرتش"ارواحنا فداه" فراهم می کنند .

این قلم طبق تحلیل خود بیان می کند زیرا عالم غیب نزد ذات اقدس الهی می باشد : سید یمانی در جمع جنبش الحوثی قرار داشته باشد ، سید یمانی دیگر که در شام قرار دارد سید حسن نصر الله باشد ، سید خراسانی نیز در حال حاضر حکوت اسلامی ایران را در دست قرار دارد . به نظر ما چقدر ظهور نزدیک است !!؟؟ دوستان به فکر باشیم این مطلب برای همه با نوایی دلنشین فریاد بزنیم .

حی علی الفلاح ...  


بیشتر بدانیم :

ونراه قریبا!!!

نشانه ها

شیعیان یمن

با کی بگویم؟!!

 

 

ما از لحاظ موقعیت تاریخی  می توانبم بگوییم در حساس ترین برهه های تاریخ قرار داریم . برهه ای که ظلم ، فتنه ،فساد ، شرارت ، نفاق و .... بیداد میکند . در برهه ای قرار داریم که به قول معروف " کلات پس معرکه ست" خوب زمان را شما از بنده بهتر می شناسید اما در این زمان بلکه در تمام زمانها چه کار کنیم ؟ چه کسی می تواند ما را از سیلاب غفلت و روزمرگی و غرق شدن در منجلاب فساد نجات دهد؟!

" آب در کوزه و ما تشنه لبان دور جهان می گردیم"

شیعه صاحب دارد ، اگر صاحب نداشت چه تفاوتی با سایر مذاهب داشت در شیعه ، فرد معتقد به مذهب رها نیست بلکه بزرگواری وجود دارد که برای ما دعا می نماید ، برای گناه ما استغفار می طلبد. امام عصر ما بیش از ۱۲ قرن همه نوع انسانی دیده هر کی به سمت وی دست نیاز دراز کرد او کاری جز اجابت نکرد.

وقتی که تو را دارم هر روز بودنت را کنار خود حس کنم چه کم دارم ؟ من اگر  تو را درک کنم همیشه آنگونه ای قدم بر می دارم که صاحب من با من است ، آن وقت آسایش برای ظهور تو ندارم چون حسرت و غم وغصه تو را می بینم کمکم کن تا تو آشکار پنهان را بیابم . می خواهم برای ظهورت ، برای آمدن عدالت واقعی ، برای آمدن خوبی و صلابت واقعی اسلام قدمی بردارم ."گام برداشتن برای ظهور یعنی برترین عبادت"

یا امام مهدی ادرکنا

 

مشکل کار کجاست؟

 

"بشر هر زمان که به باور برسد و در کنار آن امید و انگیزه باشد به آن خواهد رسید"

مصداقهایی در طول تارخ داریم که خوی انسانی فوران نمود و در تبعیت از رذایل ، جامعه بشری را متاثر خویش نمودند : هیتلر ، ناپلئون بناپارت ، که جنایات فجیع به بار آوردند ؛ وقتي انسان تا بدين منزلت مي تواند پيش برود قطعا در زمينه فضائل نيز مي تواند گامي نيكو بردارد : بزرگاني چون امام خميني ، مقام معظم رهبري .

 وقتي كه گناه ضمير پاك انسان را نابود ساخت از مقام شناخت به مقام توهم و خيال هبوط مي نمايد . انسان تو مي تواني خيلي دلايل بر اينكه چرا يار  امام مهدي كم است بياوري : غفلت ، گناه ، غرور و ....... اما سر منشا همه آنها نشناختن خود است " من عرف نفسه فقد عرق ربه " 

خود رابشناس تا حضرت حق را بشناسي وقتي كه او را شناختي "ولي" او را خواهي شناخت و درك مي كني . حر خود را شناخت ، سلمان نيز ، ابوذر نيز ، مالك اشتر نيز ، جابر بن حيان نيز ، جابر جوفي نيز  ، و اما عباس بن علي نيز ، مقتداي اين ره را عباس قرار ده كه تو هم نيز .

 یا باب الحوائج ادرکنا

بخوان و بیندیش:

نا گفته ها ...

 

 

 

ادامه نوشته

توانایی من و تو تا کجا!!؟

 

همه ما دوست داریم که عالم و عامل به علم اخلاق باشیم اما به چه منظور ؟ این مرتبه مخصوص کسانی است که هدف از زندگی را قرب می دانند اما قرب برای چه ؟ تقرب به ذات اقدس الهی را می خوای چیکار؟ با این تقرب به چی برسیم؟

فردی که معتقد به وجود مبارک امام مهدی "ارواحنا فداه" است نماز اول وقت می خواند ، اهل زهد و عبادت است ، نیکی می کند ، صبر دارد –ان الله مع الصابرین با همین صبر در بندگی ، خدا با اوست – و ......

در یک کلام می شود عالم و عامل به اخلاق ، اما اخلاقی که او آرمان خود قرار داده اخلاق مهدوی است ! اخلاق مهدوی تعریف دارد :

نمی خواد دنبال مربی و معلم باشی ! امام را ناظر و همراه خودت ببین ، در خورد و خواب و خشم و شهوت در طلب علم او را منجی و هادی بدانیم  و بعد دقت کن که اعمالت ظهور را به تعجیل بیندازد. اگر برخی اعمال تعجیل در ظهور دارد اعمالی نیز وجود دارد که ظهور را به تعویق بیندازد !مراقب باش.

این المهدیون؟

را ه رسیدن به اخلاق مهدوی از رساله عملیه است وقتی در راه اطاعت از فرامین الهی قرار بگیری خدا ولایت تو را به عهده می گیرد _ الله ولی الذین آمنوا یخرجونهم من ظلمات الی نور _ حال که از تاریکی ها بیرون آمدی نور امام مهدی را میبینی ، حرکت کن !

ظهور را نزدیک کن تو می توانی بگو :

یا بن الزهرا ادرکنا

 

تا سیاست مهدوی راهی نیست

 

زمانی که منجی آخر الزمان از پس پرده غیبت ظهور نماید به عنوان رهبر یگانه مکتب حق دارای موضع گیری های سیاسی و دیدگاه های حق خود می باشد . چه کسانی می توانند پشت سر این امام معصوم قدم بردارند؟

حضرت صاحب "ارواحنا فداه" در راس هرم یاران خویش افرادی را می خواهد که دارای قدرت مدیریتی و سیاسی  باشند . یاران امام مهدی در زمان غیبت باید خود را بسازند تا بتوانند در زمان ظهور با امام مهدی باشند . این بزرگواران باید دارای چه ویژگی باشند تا بتوانند توفیق حضور در بعد ظهور را داشته باشند ؟

در زمان غیبت باید تایع نزدیکترین فرد به امام مهدی باشند تا بتوانند برترین موضع گیری را در زمان غیبت داشته باشند . یار امام شویم با حلقه زدن پیرامون نایب امام ، اگر توانستیم پیرامون ایشان اجماع داشته باشیم غرض های شخصی و حزبی را فراموش کردیم و منتظر لب تر کردن ایشان باشیم که چه می گوید ؟

ولی فقیه می تواند تو را به سوی سیاست مهدوی هدایت کند ، فقط تو به یک چیز نیاز داری تبعیت !!!در این حالت در عالم سیاست محو نمیشوی ،تبعیت راه سختی است اما آسان می شود با " تقوی"

این المهدیون؟

 

ظهور نیز ظهور می خواهد

سؤال از خود بپرس :

اگر امام عصر (عج) در جمع ما حاضر میشد، چه اتفاقی رخ میداد؟

در روایات بصورت مکرر آورده شده که برای ظهور باید ۳۱۳ انسان که افسار نفس خویشتن را در دست گرفته اند و آنرا مهار نموده اند از یاران وجود نازنین امام عصر (عج) هستند . اما این ۳۱۳ نفر از کجا می آیند؟

وقتی که سخن از ظهور منجی آخر الزمان به میان می آید قطعا (العیاذبالله) منظور متولد شدن آن بزرگوار نیست ، بلکه مقصود حضور امام عصر (عج) در جامعه است .اما منجی آخر الزمان انسان کامل است پس باید در جمع افرادی حاضر شود که بمعنای واقعی انسان باشند !

همانطور که از مطلب بر می آید این ۳۱۳ یار متولد نمیشوند بلکه باید در مکتب قرآن و سنت حضور یابند . ساده تر بگویم ظهور نیز ظهور می خواهد.

وقتی سخن از این شرایط برای ظهور به میان می آید به لین معناست که آدم شدن دست نیافتنی نیست بلکه قابل دستیابی ست . عزیزی نیز در وبلاگ خویش اینگونه نوشته:

(( شاید هم اکنون 312 نفر آماده اند و امام تو فقط بخاطر یکنفر همچنان در انتظار... ))

چرا تا عدل راهی نیست؟

 

از هنگامی که این وبلاگ به نام "تا عدل راهی نیست" مزین گردید دوستان بسیاری سوال در این زمینه پرسیدند یا بعضا به حالت تمسخر که تا عدل راه بسیاری مانده !

زمانی عدل واقعی سراسر عالم را فرا می گیرد که آن بزرگی که در راس سیاست قرار می گیرد برترین در دین حق اسلام  و حتی دارای مرتبه عصمت باشد . زمانی که منجی آخرالزمان قدوم مبارک خویش را در رکاب نهند و ندای ظهور سراسر عالم را فرا گیرد آنجاست که "تا عدل راهی نیست" حال ما کافی است بدانیم که تا آن عدل الهی راهی زیادی نمانده یعنی ظهور نزدیک است ساده تر بگویم : "تا عدل راهی نیست"

ظهور نزدیک است !؟ آری ، من وتو برای ظهور چه کار کرده ایم؟

منتظر حضور دیگری از تا عدل به یاری خدا با همکاری مصلحین بزرگوار باشید!

زنان در روزهای پر تنش جنگ تحمیلی چه می‌كردند؟

زنان در جنگ پشتوانه مردانند  

زنان عامل تشجیع و تقویت روحیه رزمندگان، این زنان بودند كه با بستن سربندهای یا زهرا(س) بر پیشانی عزیزانشان آنان را راهی میدان های جنگ كرده و درود و صلوات نه با اشك و آه و فغان عزیزانشان را بدرقه می كردند. آنان زینب وار شهدای خود را با دستان خود كفن كرده و با افتخار در تشییع پیكر پاك آنها شركت می كردند، بدون اینكه قطره ای اشك بریزند و قبل از اینكه پیكر عزیزشان را به خاك بسپارند عزیز دیگری را رهسپار میدان های نبرد می كردند تا جبهه ها خالی از نیرو نباشند. امام خمینی در مورد چنین زنانی فرموده اند: "بانوان ایرانی جانشان را، جوانانشان را، وقتشان را وقف اسلام كردند و اسلام را به اینجا رساندند." این بانوان نستوه و صبور در شهادت عزیزانشان اشكی نمی ریختند كه مبادا رزمندگان دیگر روحیه خود را از دست بدهند. و تنها غمشان جا ماندن از غافله شهدا بود. به عنوان مثال در منطقه ای چندین شهید را با هم برای تدفین آورده بودند، یكی از مادران بیش از همه بی تابی می كرد. تلاش برای آرام كردن او چندان نتیجه بخش نبود. ناگهان زنی كه چادر به دور كمر گره زده بود پیش آمد و در گوش او چیزی گفت كه آرام شد و او را با خود همراه كرد. بعد معلوم شد كه او مادر شهید است و اكنون پنجمین شهید او را آورده بودند تا به خاك بسپارند مادر پنجمین شهیدش را با دست های خود در مزار نهاد و صبور و آرام بالا آمد و گفت:" پسر من نرفته است. این جوانان- اشاره به جوانان و همرزمان شهید- پسران من هستند آنها عزیزتر از علی اكبر امام حسین(ع) كه نیستند." آنگاه سمت سخن خود را عوض كرد و گفت:" عزیزان من، جبهه كربلاست امام حسین(ع) را تنها نگذارید." در انتها سخنان گرانقدری از امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری پیرامون نقش بانوان در دفاع مقدس را برای متبرك شدن این بحث ذكر می كنم.

امام خمینی(ره) فرمودند:" چنانچه یك عده از زن وارد بشوند در یك محلی كه محل جنگ است، علاوه بر اینكه خودشان جنگ می كنند، مردها را كه یك احساسی دارند نسبت به زنها، حساسیت دارند نسبت به زنها، مردها را قوه شان را دو چندان می كنند، این طور نیست كه اینها اگر بروند دفاع كنند، فقط خودشان دفاع كرده اند، خیر، دفاع كرده اند، خودشان دفاع كرده اند و دیگران را هم به دفاع وارد كرده اند... بنابراین پیشقدم شدن شما در همه مسائل من جمله مسائل دفاعی، مسائل جهاد، مسائل كمك كردن به جبهه ها، وارد شدن در هر طریقه ای اسباب این می شود كه مردها بیشتر وارد بشوند، مردها هم قویتر بشوند."

مقام معظم رهبری در مورد این مسئولیت مهم زنان كه پشتوانه حركت مردها بودند می فرمایند: «زنان كشور ما، در طول انقلاب پشتوانه حركت مردها بودند،اگر احساسات و ایمان قوی زنها نبود، شاید بسیاری از مردهای ما این قدرت را پیدا نمی كردند كه در میدانهای سخت مبارزات گوناگون حضور داشته باشند، امروز هم همان مسئولیت بر دوش خانمهاست.»

چرا آب در یک جوی نمی رود


از دیر باز تا کنون زمانی که جنگ بر سر مسائل مادی و دنیوی باشد و جهان بینی الهی جای خود را به جهان بینی نفسانی بدهد انسان حاضر است دست به هر اقدام و عملی حتی منافی فطرت انسانی بزند . این مسئله در بعد اجتماعی و سیاسی آن جلوه ای دیگر می یابد و ممکن است موجب بروز ناهنجاریهایی در حوزه سیاسی گردد .

زمانی که سیاستمداران ما دارای جهان بینی های مختلفی گردند اهداف آنها با یکدیگر متفاوت می گردد و در نتیجه تفرقه ایجاد می گردد . " و اعتصموا بحبل الله و لا تفرقوا" این است توصیه حکیمانه قرآن به انسان برای جلوگیری از تفرقه .

در کشور ما وقتی چنگ اندازی به ریسمان الهی ضعیف گردد و به جای چنگ زدن به این ریسمان جاودانه به ریسمان قدرت ، پست و مقام باشد تفرقه ایجاد می شود . ولایت فقیه نقطه عطف و موجب وحدت در جمهوری اسلامی است . هنگامی که عده ای هدف از حضور در عرصه سیاسی را احیا گفتمان سکولاری قرار دهند یا عده ای به دنبال احیای کاپیتالیسم بر آیند یا به گفتمان منفعلانه روی آورندناگزیر در صدد زیر آب زنی بر می آیند و منافع خود را بر منافع اسلام تشخیص می دهند .

به نظر شما کدام یک از نامزدهای دهمین انتخابات عامل تفرقه بودند؟

1.محمود احمدی نژاد

2.محسن رضایی

3.مهدی کروبی

4.میر حسین موسوی


مرگ اعراب به دست حزب الله !!!

 

انسان زماني كه هواي نفس  خود را ارباب خود قرار ميدهد بدترين حالت از "ارباب متفرقون" است ـ قرآن كريم در سوره منور يوسف مي فرمايد ـ بدي اين ارباب تا به جايي است كه انسان حتي خود را فنا مي نمايد چه رسد به هم نوع خويش . شيطان هيچ امري را جز تباهي برای انسان و جامعه بشريت نمي خواهد و براي اين امر نياز به ابزاري به نام انسان هوس ران دارد .

پيامبران الهي براي هدايت و سعادت بشريت برانگيخته شده اند و تمام سعي و تلاش و خود را به كار گرفته اند كه انسان آدم شود . شيطان و احزاب و اطرافيان اين موجود بي شرم و حيا هميشه در صدد تخريب تفكر انبياي الهي و پيروان راستين آنها بوده اند از اقدامات آنها به خصوص در قوم بني اسرائيل كشتن انبياي الهي به دست مزدوران آنها مي باشد .

استراتژي اين موجود كه قلم شرم از آن دارد كه نام آن را بر زبان جاري سازد نابودي اسلام است البته اين استراتژي از نخستين دقايق نزول وحي بر نبي اسلام شروع گرديد . از جديدترين استراتژي اين موجود تصرف خاورميانه به دست هواداران خبيث وي مي باشد . براي اين امر از هيچ امري غافل نگرديد : ايجاد رعب و وحشت ، نا امن جلوه دادن منطقه ، غصب مسجد الاقصي ، برده گرفتن اعراب و .... را مي توان برشمرد.

سران عرب براي اينكه پول بيشتري به جيب خود ـ كه بوي تعفن اجسادي را ميدهد كه در كشتن آنها دست داشته اند ـ بزنند حاضر به صلح با صهيونيست بر آمدند صلحي كه تبعات مختلفي براي آها در پي دارد مال اندوزي را مي بينند و شهوتراني را مي پرستند و قيمتي كه براي آنها تمام مي شود ريختن خون بي گناهان سرزمين اشغالي است .

ترس از کشته شدن و  دست دادن منافع  موجب آن گردیده که اعراب به صلح با صهیونیست تن دهند . این ترس و بزدلی در زمان حضرت امیر نیز جاری گشت ، اعراب اگر از تاریخ عبرت بگیرند می توانند دوباره زیستن را تجربه کنند . حزب الله لبنان به یاری خداوند متعال روز به روز به سمت تعالی قدم برمی دارد و علت این تعالی ولایتمداری این حزب الهی است ، هر کسی تعالی می خواهد باید آن را در ولایت یابد .

سران عرب اگر تاریخچه حزب الله را بررسی کنند خواهند دید  که کدام یک از آنان در دنیا دارای عزت و سرافرازی می باشند  . این بهره ای است که رزمندگان حزب الله فقط در دنیا از آن بهره مند هستند و جزای آخرت ار فقط ذات اقدس الهی می داند . البته چهره های سیاسی کشور ما نیز اگر به دنبال عزت و سعادت می گردند آن را فقط می توانند در ولایتمداری بیابند . به گوشه چشمی به سید حسن نصرالله نگاه بیندازند خواهند دید عزت و سعادت یعنی چه ؟ حزب الله به اقتداری رسیده که این خائنین را نابود سازد اما چون ولایتمدار هستند خط مقتدی خود را می پیماید یعنی مدارا و مداوا . مقتدی مقام معظم رهبری نیز امیر المومنین است که در نهایت علیه خائنین قد علم می نماید.

"ان حزب الله هم الغالبون"

هلال غم انگیز با تو چه می گوید

 

اولین شب رمضان که ماه را دیدی تو را چه شده ، یاد خدا ، یاد روزه ، یاد قرآن ، یاد غبار روبی دل از غیر خدا چو مساجد اما ای دل تو به چه روز افتاده ای که با غم این هلال یاد از مولای غریب علی کرده ای..

مگر علی کیست ای دل؟ که با دیدن هلال لمس می کنی ایام یتیم شدن نزدیک است.

 مگر علی کیست ای دل؟ که با دیدن هلال تو را سیل جاری می گردد و در خود می سوزی آیا به یاد ضربت خوردن اوست ؟ آیا به یاد رد کردن سلام اوست ؟ آیا به یاد دست بسته اوست ؟ یا به یاد خود را فدای احمد کردن در لیلة المبیب است.

به من بگو ای دل چرا با دیدن هلال علی را یاد کنی...

ـ اوست مولای مردان ، صیام و قیام یعنی علی ، قرآن یعنی علی ، بنده حق با احمد علی...

اما نگفتی ای دل سر رویت هلال و مولای مردان...

ـ با دیدن هلال رفتم به مدینه در آن شب تار که ولی میسپارد چه غریبانه به خاک آن شهید عشق حق ، آن پاسدار ولایت . بهر ماندن ولی نه از فاطمه آمد فغانی نه از علی...

ـ علی یعنی فاطمه ، فاطمه یعنی علی...

 

شکر نعمت نعمت افزون کند

 

دو نفر که همگان آنها رابه عنوان دو دوست و یا لااقل همفکر می شناسند مسئولیتی که در قبال یکدیگر دارند بسیار بیشتر از دو نفری است که دیگران آنها را در دو جبهه مقابل می بینند .

 در جلسه رای اعتماد در خانه ملت با حاشیه هایی روبرو بود که برخی از این حاشیه ها مربوط به درون خانه بود و برخی از آن مربوط به بیرون :

  • درون خانه : برخی از نمایندگان که به عنوان امین مردم بر آن کرسی تکیه زده اند و باید از آرمانهای انقلاب پاسداری کنند سعی بر این داشتند که دولت با تعدادی کمی از وزرا که رای اعتماد دریافت نموده به فعالیت خود را آغاز نماید ، پس از آنکه دولت رای آورد مقام ولایت را به دخالت محکوم نمودند ، برخی دولتی را که از مقام معظم رهبری مدال خط امام و انقلاب را دریافت نموده لیبرال نامیدند ، برخی سفرهای استانی را که مقام معظم رهبری از این کار حمایت نمودند به سخره گرفتند و ...... جهت اختصار به همین موارد بسنده می کنیم.
  • بیرون خانه : رسانه های خارجی و در راس آن شبکه جهانی صهیونیست ابتدا نقل کردند دولت رای نمی آورد و پس از آنکه رای اعتماد بالا بود این اتهام را وارد کردند که نمایندگان تحت فشار بوده اند و .........

با شناختی که از مجلس می باشد چنین بر نمی آید که تمام نمایندگان ولایی و متعهد هستند با این حال چگونه مقام معظم رهبری با آن جایگاه رفیع پیام به نمایندگان می دهد که به دولت رای دهید اگر چنین است چرا ۳ تن از وزرا رای نیاوردند ؟ 

 رسانه های شبکه صهیونیستی با شانتاژ خبری که پیش آوردند با برنامه ای منسجم دوباره قصد بر آشفتگی در درون جمهوری اسلامی را داشتند ، در این بین چرا برخی نمایندگان محترم که لقب اصولگرایی را به یدک می کشند چرا آب در آسیاب دشمن ریختند و با تخریب های متعدد خود از وظیفه امانتداری خود سر باز زدند؟

این قبیل سوالها پاسخ آنها محرز و مسلم است همین که سوال مطرح می گردد پاسخ نیز در ذهن مخاطب نقش می بندد.

نخبگان جامعه باید این مسائل را شفاف نمایند و از اینکه این چنین مسائلی پیش بیاید جلوگیری کنند . این قشر باید با این اصل وارد عمل گردد که "پیشگیری بهتر از درمان است" 

از کوتاهی تا کم آوردن

 

دو نفر بر روی یک بام در یک فاصله مساوی قرار دارند فرد "الف" به فرد "ب" تعرضی و دست اندزی مینماید فرد "ب" به جای آنکه پاسخ او را بدهد متواضعانه یک گام به عقب برمی دارد فرد "الف" کبکش خروس می خواند و مجدد همین کار را انجام میدهد فرد "ب" دوباره یک گام به عقب برمیدارد از دور یکی صدا میزند به فرد "ب" می گوید : فاصله ای تا پرت شدن نداری اما فرد "ب" نمی شنود در این حین مجدد ماجرای بین آن دو تکرار می شود این بار فرد سوم تصمیم می گیرد خود مستقیم وارد عمل شود با سرعت خود را می رساند وقتی خود را می رساند فقط یک کار از او بر می آید و چشمان سرد فرد "ب" را بر هم مینهد و پارچه ای بر روی او می اندازد....

   

دوستان مجدد ببخشید که همچنان حواشی انتخابات دهم را پیش میکشیم از بس این انتخابات نکته و درس داشت که هر چه بگویم قطره ای است از این اقیانوس پر خروش سینه .

مگسک این قلم اینبار می خواهد مجریان و ظابطین قانون را نشانه رود نشانه ای که اگر هم زخم یا خراشی بردارند بهتر از آن است که دیگری بردارد . این انتخابات مسلما آخرین انتخابات این انقلاب نخواهد بود و به یاری خدا ادامه دارد اگر با مجرمین و متخلفین واکنش و برخوردی نداشته باشند این کار به دهان آنها مزه میدهد و همچنان به این راه شوم ادامه میدهند .

کوتاه آمدن در برابر مجرمین از تاریخی دیرینه در این انقلاب به علت مسامحه برخی مسئولین برخوردار است . اینبار نخبگان و مسئولین با تبعیت از سخنان حکیمانه ولی خود با متخلفین برخورد نمایند و حتی باید جبران خسارات گذشته را نیز داشته باشند تا این انقلاب به یاری خداوند متعال به انقلاب مهدوی ختم گردد . هنوز این قلم دغدغه مند داغهایی که را بر دل دارد فراموش نمی نماید و خواهان برخورد برخورد قاطع با این غیر خودی ها را دارد . از ایام طفولیت مثلی در ذهن این قلم مانده که می گوید " به بچه رو نده " بله این متخلفان طفل عاجزی بیش نیستند . عمل دشمن خواه یا ناخواه با شکست مواجه خواهد شد اما مهم انجام وظیفه است .

اگر کوتاه بیاییم سعی به معرفی و حمایت از وزیری در کابینه را خواهند داشت و یا به خارج کشور می گریزند این است از تبعات عمل نا مقدس " مسامحه" برخی مسامحه را از منظر دین توجیه می کنند اما غافل از اینکه خبری از این واژه در ادبیات اسلام نیست فقط از اموری از قبیل " تقیه " " تغافل" و ... در این دین سراسر حق وجود دارد که آنهم بر عهده رهبری حکیم در شرایط خاص می باشد . اما مسئولین و نخبگان مراقب باشند که در شرایط استحاله نگردند و پیرو مولای خود باشند .   

 

چه بگویم از این عاقبت

 

 

در باب نفاق مطالب بسیار زیادی بیان شده به خصوص پس از انتخابات که احساس نیاز به شناساندن همیم قشر خطرناک گردید . بحمدلله توضیحات در باب نفاق و شناسایی منافق کامل و جامع می باشد اما مطلبی که حائز اهمیت است عاقبت این قشر به ظاهر زرنگ و کارکشته می باشد.

صریح ترین جواب را قرآن حکیم به همگان می دهد که آنجا می فرماید " و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین " یا جای دیگر می فرماید" ای رسول اگر آنها بخواهند به تو لطمه ای وارد سازند ما از تو حمایت می نماییم  و اجازه نمی دهیم به تو لطمه ای وارد شود " حال از این آیات نورانی آخر عاقبت منافق مشخص است حال با این تعریف چه نیازی به شناخت منافق و مقابله و با آنها می باشد پاسخ اول: انجام تکلیف است طبق مثل معروف که می گوید " از تو حرکت از من برکت " پاسخ دوم : بیداری و هوشیاری ما از بیشتر شدن این خسارتها جلوگیری می نماید .

سرگذشت منافقین تاریخ چیزی جز سیه روزی عائد آنها نگردیده است پس از انتخابات این منافقن بدانند که در حال نابودی هستند حال این اشخاص دست به کارهای مختلفی قبیل : شانتاژ خبری ، دروغ ، افترا و ... می زنند این نشان دهنده این است که نفس های آخر را می کشند .

مسجد ضرارها شناخته می شموند و امام جماعت های آن نیز همچنین اما نکته مهم ولایتمداری و دغدغه مندی است که تا چه حد به این وظیفه خود عمل نموده ایم در اینجا بحث مهم جبهه گیری علیه این یا آن نیست بلکه مهم هوشیاری و به فکر بودن است اسلام با این منافقان لطمه ای نمی پذیرد مثل منافق در برابر اسلام مثل گنجشک است در برابر آن درخت کهن !

این حنا دیگر رنگ ندارد

 

دهمین انتخابات ریاست جمهوری چهره مذوم و نکوهیده برخی کشورها را به طوری خاص نمایان نمود که چگونه کشورهایی که دم از دموکراسی می زنند خود به عنوان ناقض اصلی اصل مردمسالاری بر می آیند این فاش شدن از برکات انقلاب اسلامی است که بار دیگر به داد همه جهانیان رسید یعنی همان هدف متعالی انقلاب که امام راحل آن را مبنی بر جهانی نمودن انقلاب بیان نمود .

اشتباه اساسی این کشورها و دولت هایشان این است که دچار زوال عقلی گردیده اند که به مخالفت علنی با عقل و منطق  پرداخته اند . از همه مهمتر این موضع گیری ها نشان داد که این کشورها دچار فقر تحلیل گشته اند که این خود دلیل محکم بر پایان آمدن عمر بی ارزش آنها می باشد .

بعد از انتخابات جمهوری اسلامی ایران این بار به انتخابات افغانستان تاخته اند . اگر کاندیدای مورد رضایت آنها رای بیاورد دم از آزادی و دموکراسی می زنند و اگر خلاف میل آنها باشد صحبت از تقلب و .... به میان می آید .

 

 

 

توصیه ای که این قلم به این دولت های مخرب و حامیان ساده لوح آنها در سراسر کره خاکی و به خصوص حامیان داخلی این است که حنای استکبار رنگ خود را باخته است و خریداری ندارد .هر روز به نحوی جدید و خاص مته به خشخاش می زنند و سعی میکنند ملت ها را به آن سمتی که خود می خواهند بکشانند اما غافل از اینکه ملتها رشد یافته اند و گوش آنها از این اظهارات کودکانه پر است . بهتر است سرمایه گذاری خود را در حوزه ای دیگر قرار دهند ( اما دیگه هیچ حربه ای به یاری خدا کارساز نیست و ما دلمان به حال به این ساده لوحان می سوزد)  

مصلحین به میدان می آیند

 

پس از ابلاغ طرح ۵۰ هزار نفری مصلحین عده ای از دوستان به این طرح پیوستند که برخی دارای وبلاگ و برخی تازگی وبلاگی تاسیس نمودند مولفه های مصلحین در همین وبلاگ بارها تکرار گردیده(جهت اطلاع کلیک کنید) . در زیر اسامی این وبلاگها با روزی که ان شا الله در هفته به روز هستند می توانید ببینید:

تقوی یگانه راه سعادت (یکشنبه)

غروب قابیل (یکشنبه)

عبودیت (جمعه)

بوستان هدایت و مشورت (یکشنبه)

با ما همراه باشید

یا مهدی

تیر قانونمداری خطا نرود

 

ترکش های بعد انتخابات همچنان در هوا سرگردان هستند آنچنان این تیرهایی که از سلاح شوم برخی شلیک شد بد ذات بودند که این قلم را دوباره مجبور به تحرک در این واقعه نمود یکی از این ترکش ها گمانه زنی هایی است که در مورد مجرمین در حبس و مسائل مربوط به آن می باشد .

یکی از آن سر قافله می آید و می گوید که برخی از این مجرمین در حبس جان داده اند و آن یکی برای فضاسازی نامه نگاری می کند دیگری می گوید که هیچ جان دادنی در کار نیست.

زمانی که پرده ها کنار زده می شود و زندان غیر قانونی کهریزک بر ملا می شود بر تعداد علامت سوالها افزوده می شود این وقایع را و فضاسازی برخی سایتها و شبکه های خارجی در کنار مزدوران داخلی آنها با سابقه سیئه خودشان در کنار یک دیگر قرار دهیم نتایج قابل تاملی به دست می آید که اغلب این فضاسازیها برای تخریب است اما وقتی خبر تشکیل کمیته ای را در شورای عالی امنیت می شنویم ،  فقط یک علامت سوال غول پیکر در ذهن می ماند که آیا با مجرمین خلاف قانون رفتار شده و یا خیر؟البته در این بین از نامه نگاری خبر ساز علی مطهری و مدیر مسئول روزنامه کیهان می گذریم.

چاره ای برای پاسخ به سوالات جز با رجوع به سر کاروان نمی یابیم رهبر انقلاب در سخنان نقادانه به خوش رفتاری با زندانیان اخیر اغتشاشات پرداخت و از زندان کهریزک برآشفت . همه باید در زیر چتر قانون باشند در غیر اینصورت با مواجه شدن با باران سیل آسا غرق در منجلاب قانون گریزی می شوند مجرم فقط مستحق دریافت حکمی در خور تخلف خود می باشد و مجری قانون فقط باید عین حکم را اجرا کند و لا غیر.

 

 

 

آماده باش برای تخریب مسجد ضرار

 
 
مسجر ضرار به دستور خود شخص رسول اعظم اسلام تخریب شد حال زمانی که مقام معظم رهبری در مراسم تنفید رئیس جمهور از این مسجد نام به میان آورد جا دارد اشاره ای به ماجرای آن داشته باشیم :
 
توطئه مسجد ضرار و تخریب آن به دستور پیامبر اکرم

 

ابوعامر پدر حنظله، شهید معروف غزوه احد، در دوران جاهلیت تمایلات شدیدی به آیین مسیح پیدا کرده و به مسلک راهبان در آمده بود. با ظهور اسلام و طلوع آن از افق مدینه، اقلیت‌های مذهبی در جامعه جایگاه خود را از دست دادند و ابوعامر که از این موضوع ناراحت شده بود، با منافقان اوس و خزرج همکاری صمیمانه‌ای را آغاز کرد.

به جمعی از آنها پیشنهاد کرد در دهکده قبا مسجدی در برابر مسجد مسلمانان بسازند و آنجا را پایگاهی برای توطئه علیه اسلام قرار دهند. منافقان پیش از حرکت پیامبر به سوی تبوک، اجازه‌ی ساخت این مسجد را از پیامبر خواسته بودند و پیامبر تصمیم نهایی را به پس از مراجعت از سفر موکول کرده بود.
ولی حزب نفاق در غیاب پیامبر مسجد را ساختند و در مسیر بازگشت پیامبر از تبوک به مدینه از او خواستند که با خواندن چند رکعت نماز آنجا را افتتاح کند.

پیامبر با وحی الهی از توطئه منافقین آگاه شد و دانست که مسجد ضرار به منظور ایجاد تفرقه میان مسلمانان ساخته شده است. بنابراین دستور داد مسجد ضرار را با خاک یکسان کنند و تیرهای چوبی‌اش را بسوزانند و به زباله‌دانی تبدیل کنند.
به این ترتیب پایگاه منافقان نابود شد و تنها حامی آنها، عبدالله بن ابّی، نیز دو ماه پس از جنگ تبوک درگذشت.


حال که رهبر انقلاب از بیان داستان مسجد ضرار نام به میان می آورد نخبگان و دلسوزان باید این مسجد را بیابند و آنرا تخریب نمایند مگر امام نفرمود ولایت فقیه همان حکوت رسول الله است. 

پشت پرده طرح 50 هزار نفری مصلحین

 

                     

برای انجام هر کاری قطعا توجه به این مسئله می شود که "این چه سودی برای من دارد ؟" یا "چه کاری  باعث رسیدن  چند منفعت به من می شود ؟" یعنی سوال یا از خود کلمه است که جهت و یا اینکه گاهی نیازها آنقدر جمع می شود که همچون پازلی که قطعات دور یکدیگر جمع می شوند و در نهایت یک طرحی را به ما میدهد. 

مصلح بودن یعنی "اصلاح کننده " بودن در مسیر "صالح گری" . حال با قدری تامل می بینیم که کسی که می خواهد مصلح باشد باید در مسیر صالح بودن خود نیز گام بردارد چرا که فرموده اند که دعوت کردن هایتان "غیر السنتکم " باشد یعنی به غیر زبان ظاهر و در زبان عمل باید در جهت مصلح بودن گام برداشت و اصلا مصلح بودن یعنی صالح بودن و صالح بودن همراهش مصلح بودن است.

مصلحین کسانی هستند که اولا مومن هستند به اصول الهی ثانیا به فروع و در ثالث جهت تبیین و تفهیم این دو شرط اول برای دیگران آنهم به معنای واقعی و عمل به آن .

مسلما کیفیت مصلح بودن افراد متفاوت است چرا که میزان پایبندی شان به توحید و احکام تفاوت دارد گاهی آنقدر این درجه بالا می رود که میشود "رحمة للعالمین" یا " امیر المومنین " و گاه در سطح دیگری می شوند مراجع بزرگوار تقلید و علما و در جایگاهی دیگر"ولی فقیه " و باز در جایگاهی دیگر فعالین سیاسی و فرهنگی و ...

 حال این طرح چندین مزیت ویژه دارد از قبیل :

1.  حضور در دنیای مجازی که ارتباط با عده ای اقشار که  با سلایق و ذائقه های مختلف وجود دارند . در نتیجه همواره پویایی در مسیر و چگونگی دستیابی به درجات بالای مصلح بودن در ابعاد مختلف جامعه وجود دارد.

2.  گام بعدی گم نکردن مسیرهای راه یابی و حرکت با توجه به دل مشغولی های مختلف دنیا آنهم با محوریت و پایگاهی این وبلاگ محترم

3.  دیگر اینکه فرا تشکلی و فرا جناحی بودن آن است چرا که هم عمر آن از تشکلهای دانشجویی بیشتر است و هم عاری از گرایش های سیاسی است جانبدارانه موجود در احزاب می باشد .

 

و الحمدلله

اگر 313 سياست‌مدار باتقوا بود، امام زمان ظهور مي‌كرد

مشاور رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها گفت: ‌امروز در جامعه ما اگر تنها 313 سياستمدار با تقوا و درجه یک وجود داشت، حضرت ولي عصر(عج) ظهور مي‌كردند و همين موضوع نشان مي‌دهد كه هنوز ما نتوانسته‌ايم رابطه درستي ميان سياست و تقوا برقرار كنيم.

به گزارش رجانيوز، حجت الاسلام و المسلمين عليرضا پناهيان در اردوي آموزش سياسي دانشجويان دانشگاه‌هاي كشور كه به همت معاونت سياسي نهاد نمايندگي برگزار شد، با اشاره به اولويت نقش سياسي بر كاركردهاي تربيتي، اخلاقي و معنوي گفت: وقتي به تاريخ نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد، 3 امام اول ما تمركز خود را در مسئله سياست و ولایت قرار دادند و در ادامه امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) به نقش تربيتي و معنوي پرداختند، چون تا جامعه از سلامت سیاسی برخوردار نباشد، از سلامت فرهنگی و معنوی برخوردار نخواهد بود.

مشاور رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها تصريح كرد: اگر امروز معنويتي در جامعه ما وجود دارد، ثمره و نتيجه سياست ورزي امام(ره) و خون صدها هزار شهيد و سیاست‌مداری صحیح متدینان است، که همیشه در بدنه‌ي نظام کم و بیش بوده اند. همچنان كه اگر مشكلات اخلاقي در سطوح و انواع مختلف در میان مردم وجود دارد، ميوه تلخ حضور سياسيون بي تقوا و یا بی تقوایی های سیاسیون است. باید به رابطه‌ي این دو، هوشمندانه نگاه کرد.

وي در تشريح رابطه تقوا و سياست گفت: ‌امروز در جامعه ما اگر تنها 313 سياستمدار با تقوا و درجه یک وجود داشت، حضرت ولي عصر(عج) ظهور مي‌كردند، همين موضوع نشان مي‌دهد كه هنوز ما نتوانسته‌ايم رابطه درستي ميان سياست و تقوا برقرار كنيم. ممکن است سیاسیون از چنین حرف هایی ناراحت بشوند اما ما از آنها این‌قدر انتظارمان بالاست و باید بدون تعارف بیان کنیم و آنها نیز بدون تکبر بپذیرند و متواضعانه در اندیشه کم کردن فاصله خود با یاران حضرت باشند.

پناهيان با اشاره به ظرايف موجود در امر ديانت گفت: اگر قرار است سياست ما عين ديانت ما باشد، بايد بپذيريم كه همان ظرايف و دقايقي كه در ديانت وجود دارد، در حوزه سياست هم بايد دنبال ‌شود.

مشاور رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها در بخش ديگري از اظهارات خود با انتقاد شديد از تقسيم‌بندي‌هاي سياه و سفيد يا راست و چپ در عرصه سياسي كشور گفت: نفرین خدا بر كساني در عرصه‌ي ژورنالیسم سیاسی، جامعه ما را سياه و سفيد كردند، و بر طبل اختلاف کوبیدند. چنان خفقاني ايجاد کردند كه کسی نتوانست حق را علیه گروهی و یا به نفع گروهی دیگر بیان کند. چنان جوي را به وجود آوردند، که تو یا با مایی یا با آنها و اگر با آنهایی، هیچ سخن‌ات شنیده نمی شود و اگر با مایی، هیج علیه ما حرف نزن. اینجنین خفقان روانی ایجاد کردند.

وی با اشاره به اینکه روزنامه نگاری و عرصه‌ي رسانه یک جایگاه سیاسی است، گفت: اگر بخواهیم اسلامی نگاه کنیم، عدالت روزنامه نگاران بايد مثل عدالت امامان نماز جمعه باشد و هیچ سخن غیر منصفانه از آنها شنیده نشود.

وي از دانشجویان خواست برای بهبود وضع معنوی جامعه سیاسی تلاش كنند، از بینش سیاسی عمیق برخوردار باشند و از شهید دیالمه به عنوان یک دانشگاهی سیاسی نمونه نام برد.

اين استاد اخلاق، با استناد به نوار سخنراني شهيد ديالمه به عنوان نمونه‌اي از هوشمندي سياسي يك جوان در اوايل انقلاب گفت: شهید دیالمه 2، 3 روز پيش از شهادت به خط مشی و دیدگاه‌های مهندس میرحسین موسوي مي‌پردازد و طرز تفکر او را شدیداً زیر سؤال ‌می برد و مخالفت خود را به عنوان یک نماینده مجلس با وزیر امورخارجه شدن او بیان می کند و حقایقی را مطرح می کند که ما امروز بعد از 27 سال به آن پي برده‌ايم.

پناهيان با بيان اين كه چرا عرصه سياست در نظام جمهوري اسلامي ايران بايد اين‌قدر تشنج زا باشد، گفت: امروز عرصه سياست در كشور ما از معنويت آنچنان که باید پر بهره نیست كه بايد به دست شما جوانان دانشجو به مسير اصلي‌اش باز گردد تا يك ذره غل و غش در سياست نباشد.

احمدی نژاد را به بهشت بفرستید!

 

«میر دامیت» گفت: احمدی نژاد خط قرمز را رد كرده است. در چنین وضعیتی او می بایست از عرصه سیاسی ناپدید شود. او می گوید شهادت را دوست دارد، ایرادی ندارد، پس او را به بهشت بفرستید!

 «میر آمیت» (Meir Amit)، رئیس پیشین سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد) و عضو سابق پارلمان (كنست) حدود دو هفته قبل در سن 88 سالگی از دنیا رفت.

 پایگاه «مدیا لاین»، پیش از مرگ این مقام اطلاعاتی اسرائیل، مصاحبه ای با او ترتیب داد و «آمیت» در این گفت و گو كه به تازگی بر روی پایگاه «مدیا لاین» قرار گرفته ، ناگفته هایی از زندگی سیاسی خود را بازگو كرده است.

در قسمتی از این گفت و گو، آمیت با اشاره به روابط خود با رژیم شاه پیش از انقلاب ایران می گوید: "ما در مبارزه علیه عراقی ها به كردها كمك كردیم. من چند بار در كردستان عراق بودم. در آن زمان ما روابط بسیار حسنه ای با ایران داشتیم. من ماهی یك بار با شاه ایران نشست و برخاست داشتم. ما با هم می نشستیم، گپ می زدیم و وضعیت منطقه را ارزیابی می كردیم. كردها مخالف حكومت عراق بودند و ما فرصت را مغتنم شمردیم چونكه آنها در همه عراق پراكنده شده بودند البته كانون آنها در كردستان بود."

آمیت در بخش دیگری از این مصاحبه با ابراز نگرانی از اهداف هسته ای ایران گفت: از ناتوانی غرب برای یك هماهنگی یك موضع واحد در برابر ایران دلسرد و مایوس شده است.

رئیس متوفای موساد در این خصوص به مخالفت های چین و روسیه اشاره كرد و افزود: "همه مسلمانان در سراسر جهان متحد هستند. متاسفانه دنیای غرب اتحاد ندارد. روسیه همكاری نمی كند، چین هم از همكاری كردن اجتناب می كند، اسرائیل فقط یك شیء كوچك در این تصور است. ما باید به این مساله از منظر یك جنگ جهانی نگاه كنیم و مطابق آن عمل كنیم."

آمیت خاطرنشان كرد: "آمریكا و روسیه در حال رقابت هستند و سران روس از طرفی علیه آمریكا عمل می كنند و از طرف دیگر در همه زمینه ها به ایران یاری می رسانند."

این مقام اطلاعاتی اسرائیل گفت كه به پوتین نخست وزیر روسیه اعتماد ندارد و با تاسف از ترور احمدی نژاد رئیس جمهور ایران حمایت می كند.

عضو سابق كنست گفت: "شخصاً مخالف ترور رهبران هستم و زمانی كه رئیس موساد بودم با این مساله مخالفت می كردم اما احمدی نژاد خط قرمز را رد كرده است. او می گوید اسرائیل باید از نقشه محو شود و كنفرانسی درباره هولوكاست ترتیب می دهد. از نگاه من، او كسی است كه نباید با ما باشد."

وی افزود: " در چنین وضعیتی او می بایست از عرصه سیاسی ناپدید شود. او می گوید شهادت را دوست دارد، ایرادی ندارد، پس او را به بهشت بفرستید!"

یادآور می شود آمیت از بنیانگذاران سازمان موساد ، در سال های 1963 تا 1968 ریاست این نهاد اطلاعاتی را برعهده داشت.

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران


عترت و عبرت 1

با مرگ معاویه در نیمه ی رجب سال 60 هجری پسر وی یزید بخلافت رسید و بلافاصله در نامه ای به ولید بن عتبه از وی خواست که در بیعت گرفتن از امام حسین (ع) ، عبدالله بن عمر  و عبدالله بن زبیر شدت عمل بخرج دهد که امام صریحا بیعت را نپذیرفت و برخلاف عبدالله بن زبیر که شبانه و مخفیانه مدینه را ترک کرد ، در چنین روزی ، بهمراه فرزندان و افراد خانواده اش از راه اصلی مدینه را ترک نمود

امام (ع) بهنگام ترک مدینه وصیتنامه ای را نوشت و به برادرش محمد حنفیه تحویل داد بدین مضمون:

بسم الله الرحمن الرحیم

این وصیت حسین بن علی ست به برادرس محمد حنفیه

حسین گواهی میدهد به توحید و یگانگی خداوند و گواهی میدهد که برای خدا شریکی نیست و شهادت میدهد که محمد بنده و فرستاده ی اوست و آئین حق را از سوی خدا آورده است و شهادت میدهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک بوقوع خواهد پیوست ...

امام (ع) در این وصیتنامه پس از بیان عقیده اش نسبت به توحید و نبوت و معاد هدف خود از این سفر را چنین بیان میدارد:

و من نه از روی خودخواهی و خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج میگردم بلکه هدف من از این سفر امر بمعروف و نهی از منکر و خواسته ام از این حرکت اصلاح مفاسد امت و احیاء و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم علی بن ابیطالب است پس هرکس این حقیقت ا از من بپذیرد ، راه خدا را پذیرفته است و هرکس رد کند من با صبر و استقامت (راه خود را) در پیش خواهم گرفت ...

و برادر! این وصیت من بر تو و توفیق از طرف خداست و بر او توکل میکنم و برگشتم بسوی اوست.

امام (ع) به مفاسد وسیع حکومت یزید اشاره میکند و میفرماید:

اگر آنان از من تقاضای بیعت هم نکنند من باز هم آرام و ساکت نخواهم نشست ...وجود یزید و خاندان وی موجب پیدایش ظلم و ستم ، شیوع فساد و تغییر در احکام اسلام گردیده و این وظیفه ی من است که در راه اصلاح این مفاسد و امر بمعروف و نهی از منکر و زنده کردن راه و رسم پدرم علی (ع)و بسط  عدل و داد بپاخیزم

                                               

 

وقتی هاشمی خبر ساز شد (دست رنج سوال هفته)

 

این هم از جواب های دوستان به سوال هفته ( جهت دیدن سوال پست قبلی را ببینید)

نقره داغ: هاشمی نماز جمعه را نقره داغ کرد

بابا جون شیرازی:با سلام
امیدوارم برای حفظ اتحاد ملی این رویه را تغییر دهی زیرا به صلاح انقلاب و میهن نیست

يه آشنا :سلام.
نظر عام مردم:
1.با این کارها 40000000رای جمع کردن بعد هم به ریش مردم خندیدند.
2.قدرت هاشمی باعث سکوت سران مملکت شد.
کسی که فسادهای فرزندان خود را نکوهش نکند(البته اگر این را هم قبول داشته باشید!!!) ودر جهت مقابله با آن هم تلاشی نکند مورد نکوهش مولایمان علی (ع)پرچمدار عدالت خواهد بود.
اما وقتی که خاتمی.موسوی وکروبی(دزد300میلیونی)لبیک گفته و در صف اول نماز جمعه قرار گیرند نشانه چیست؟
آیا این سیاست نادرست و مورد نکوهش سران ما جز بی احترامی به مردم نیست؟ا دوست عزیز
یا شما بسیار به مسائل ساده می نگرید یا به دنبال اهداف دیگری هستید.
پس توصیه برادرانه من این است که کمی بیشتر به اینگونه مسائل بنگرید تا هم منتظر خوبی باشید و هم بتوانید یار و یاور مصلح واقعی قرار بگیرید.
وسلام.(بدون آدرس)

تاملات:با سلام
متاسفانه در جامعه ما خیلی زود مرز بندی ها پررنگ میشود ، مرز بندی هایی که به هیچ وجه به نفع جمهوری اسلامی نیست .
به نظر من مقایسه و در واقع مساوی قرار دادن آقای هاشمی رفسنجانی با منتظری کاری کوته فکرانه و برخاسته از احساسات است همچنین که مثلا او را به رقابت با رهبر معظم انقلاب متهم کنیم
حضور ایشان در نماز جمعه اوج درایت و کاردانی سران نظام را به جهانیان نشان میدهد
درگیری مختصر در جامعه نوعی واکسیناسون نظام است که اگر به درازا بکشد نظام
را به چالش میکشاند
کشور مدتی شاهد درگیری بود الان درگیری ها تمام شده است رییس جمهور نیاز به حمایت همگانی و هماهنگی داخلی دارد تا تمام انر}ی خود را صرف اجرای برنامه های داخلی و خارجی نماید نه صرف درگیری های بی ثمر

مصطفي:سلام.
به نظر من ایشان بدنبال این بودند که ببینند اوضاع جامعه چگونه پیش خواهد رفت.در مجموع ایشان انسان بسیار سیاست مداری هستند.به این راحتی ها دم به تله نمی دهند.
من مطمئنم اگر شرایط جامه به سویی پیش می رفت که میرحسین به اهدافش می رسید ایشان در نماز جمعه حداقل بطور غیر مستقیم از او حمایت می کردند اما حال که میر حسین شکست خورده دیگه در نظر او یک مهره ی سوخته محسوب می شود.
مهمترین جمله در مورد رفسنجانی اینستکه او به فکر منافع قدرت طلبانه ی خودش است نه هیچ چیز دیگر.حال اصلاحات می تواند یک وسیله باشد برای او نه هیچ چیز دیگری.

شاخ نبات:سلام

با حضور پر شور انقلابی های حامی ولایت اگر هم توطئه ای در کار باشد خنثی خواهد شد...
یا علی

اميد:سلام،

ترتیب اقامه نماز جمعه برای افراد مختلف از پیش تعیین شده است، و آن جمعه ای که رهبر بعد از انتخابات نماز جمعه رو اقامه کردند، در واقع نوبت آیت الله هاشمی رفسنجانی بود، که به علت حساسیت اوضاع بهترین فرصت برای رهبر همون جمعه بود، الان هم که این جمعه ایشان امامت جمعه رو به عهده دارند در واقع نوبت خود ایشان است، نه اینکه برنامه ای در نظر گرفته شده باشه، یا اینکه بخوان به ایشون فرصتی دوباره بدند، البته این جمعه برای ایشان فرصت هست برای بازیابی دوباره وجهه سیاسی خودشون، و البته اگر تا به حال دچار مشکلات کهولت سن نشده باشند، مطمئنا آنقدر روشن بینی دارند که غفلت خودشون رو از وقایع پیش آمده در انتخابات جبران کنند. به احتمال زیاد همنطور که چندین سال پیش زمانی که کرباسچی سر از دادگاه درآورد ایشان خودشان را کنار کشیدند، ایندفعه هم از حمایت از موسوی ابراز برائت خواهند کرد.

مصلح پاسخ ميدهد :

در ابتدا در مرورد بخش ابتدايي سوال :به گزارش خبرنگار ثانیه‏نیوز، نماز جمعه چند هفته قبل به شرح زیر اقامه شده است:

اول خرداد: آیت‏الله هاشمی رفسنجانی(امام جمعه موقت)

هشتم خرداد: آیت‏الله احمد خاتمی(امام جمعه موقت)

پانزدهم خرداد: آیت‏الله احمد جنتی(امام جمعه موقت)

بیست و دوم خرداد : آیت‏الله امامی کاشانی(امام جمعه موقت)

بیست ونهم خرداد: مقام معظم رهبری حضرت آیت‏الله خامنه‏ای(امام جمعه دائم)

پنجم تیر: آیت‏الله احمد خاتمی(امام جمعه موقت)

دوازدهم تیر: آیت‏الله احمد جنتی(امام جمعه موقت)

نوزده تیر: آیت‏الله امامی کاشانی(امام جمعه موقت)

بیست وشش تیر: آیت‏الله هاشمی رفسنجانی(امام جمعه موقت)

در نتيجه ايشان در همان نوبت عادي خود به عنوان امام جمعه حضور يافتند.

اما در مورد بخش دوم سوال ايشان نيازي نبود كه متفاوت حاضر شوند بلكه روال عادي به نظر سنجيده تر به نظر ميرسيد اما ايشان در اين حضور جمعي از تناقضها بودند زماني كه نام از قانون مداري مي گويند در حالي كه نزديكان ايشان اغلب قانون گريزي را در راستاي كار خود قرار دهند .

آقاي هاشمي مي توانستند از كساني كه مسئول اين اغتشاشات بودند اعلام برائت نمايند اما به طور صريح ظاهر ننمودند . در ضمن در برخي از قسمت هاي خطبه ها ايشان خوش درخشيدند اما انتظار را آنگونه كه از ايشان انتظار ميرفت برآورده نساختند.

در پايان نظر شما را به لينكهاي مرتبط متوجه مي سازيم.


 

 

سوال هفته ؟؟؟

 

قسمت جدیدی از این به بعد ايشااله ميبينيد حتما به اين سوالها جواب بديد هر هفته پنج شنبه در ضمن جوابايي  كه به اون بديد روز شنبه رو وبلاگ ميزنيم (در اصل يه نوع نظر سنجي توپ تشريف دارد ) که عمدتا راجع به مسائل مهم اعتقادی ، سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و ... است(نقطه سر خط)

سوال :

چرا آقاي هاشمي از موقع انتخابات تا به حال به عنوان امام جمعه حضور پيدا ننمودند؟آيا اين حضور ميتواند متفاوت باشد؟

چرا هاشمي به نماز جمعه نمي آيد؟

 

ولايت فقيه بر سه اصل اساسي پايبند است : مديريت ، تقوا . فقاهت . اصي تقوي ولايت فقيه ايجاب مي كند كه ار تمامي كباير دوري گزيند .مقام معظم رهبري پس لز گذشت دو دهه با تقوي بي نظيري كه در امور رعايت نموده مورد اعتماد و اجماع همگان از هر طيف و جناحي است .

مقام معظم رهبري پس از اغتشاشات اخير –كه به خيال خام مجريان اغتشاشات هدف براندازي نظام را داشتند – در خطبه هاي  نماز جمعه تهران به گونه اي صريح و صادقانه مو ضع گرفتند كه صلاحيت رهبري ايشان بار ديگر بر همگان ثابت گرديد .طرز كار ايشان به گونه اي است كه در مواقع حساس از آوردن نام اشخاص ممانعت مي نمايند . اما در نماز جمعه كه به گفته خود ايشان چون اضطرار حكم نمود كه نام برخي اشخاص را آوردند يكي از که ایشان نام بردند آقای هاشمی رفسنجانی بود . برخی از اشخاص ، رسانه ها و ... در قبل و بعد از دهمين انتخابات به تخريب بيش از پيش آقاي هاشمي پرداختند و مگسك تمام مفاسد به سوي وي نشانه رفت ذكه كار را به جايي رساند كه رهبر انقلاب با جملاتي شيوا اذهان را در مورد آقاي هاشمي شفاف نمومد و در پايان اعلام نمودند كه با ايشان از لحاظ نظرات اختلاف دارند كه آن هم طبيعي و امري نكوهش شده نيست . پس از خطبه هاي رهبر انقلاب حدس زده مي شد كه از تخريب آقاي هاشمي كاسته شود و همچنين ايشان موضعي صريح در شفافيت اذهان عمومي قدمي بردارد اما شاهد هيچ يك از آنان نبوديم . اما تاثير عامل دوم را بر اولي نميتوان ناديده گرفت .

 عده اي نظر و عقيد ه خود را برتر از رهبر انقلاب مي دانند و به اين گمان كه ايشان بنا به مصلحت به دفاع از آقاي هاشمي پرداختند كماكان به راه خود در سمت تخريب ادامه دادند اما موضع و سخن رهبر انقلاب فصل الخطاب است و همه اقشار جامعه ملزم به تبعيت از ايشان مي باشند . خطاي آقاي هاشمي در اين زمينه نامه وي قبل از برگزاري انتخابات به رهبر انقلاب بود كه خود جاي بحث دارد . اما اشتباه وي به نظر نگارنده به اندازه اي نبود كه اينچنين تخريب گردد از علل ديگر كه توجيهي بود براي افرادي كه تخريب مي نمودند فرزندان آقاي هاشمي است . آيا فرزند نوح پيامبر عليه السلام زماني كه كافر گرديد آيا پدر نقشي در كفر وي داشت؟  زيرا پس از كنار رفتن پرده ها حجاب از جشم همگان رخت برگرفت و مشخص شد كه عوامل اين اغتشاشات برخي ولت هاي غربي و استكبار فرتوت جهاني بوده است كه با عوامل دست نشانده و يا تطميع شده اين آتش هر لحظه شعله ور تر مي گرديد. زماني كه رسانه ها و اشخاص كه خود را به همگان ولايتمدار معرفي مي كنند به چه علت پس از سخنان مقتدرانه رهبر انقلاب دوباره تخريب ها ادامه يافت ؟ قاعدتا اين قلم قصد قداست و مبرا نمودن آقاي هاشمي را ندارد اما گلايه اي از خواص و نخبگان دارد كه چرا به گونه اي عمل نمودند كه فردي مدت ها در خدمت انقلاب بوده اين چنين منزوي گردد . و نيز اين قلم همچنان گلايه خود را از آقاي هاشمي به علت برخي اعمال دارد اما مخالف هرگونه تخريب و تكفير ايشان مي باشد. اگر آقاي هاشمي در آن اقدام عجولانه نامه را به رهبر انقلاب نمي دادند و ميتوانستند حضوري به خدمت ايشان برسند چنين تخريب ها و برخي وقايع مربوط به آن هرگز رخ نمي داد!!!آقاي هاشمي در اين نماز جمعه آتي كه امامت آن را بر عهده دارند مي توانند با موضع گيري صريح وفاداري خود به انقلاب را نشان دهند اما اگر ايشان تحت تاثير رفتار و موضع اطرافيان قرار بگيرند از اقتدار و مقبوليت خود خواهند كاست.

ولايتمداري نبايد در اموري محدود گردد كه مطابق ميل باطني و نظر امت باشد بلكه در تمامي امور بايد ولايتمداري حفظ گردد در اين صورت است كه امت با رهبري توان كه حمايت و تبعيت امت را داشته باشد مي تواند به سوي كمال با استواري قدم بردارد .